یه وقتی خیلی دوس داشتم که دیوان شفهینی رو داشته باشم. خیلی جاها دنبالش گشتم. شفهینی آدم معروفی نیس ولی شعرهاش بی نظیره. تا اینکه یه نسخه ازش پیدا کردم. ناسخ این نسخه کسی بود به اسم محمد طاهر السماوی. قبلا هم اسمش رو شنیده بودم. یادم افتاد که از این شیخ یه کتابی دارم به اسم الطلیعه. توو این کتاب شعرای شیعه رو با چند بیت از شعرهاشون جمع آوری کرده. البته کسایی رو اورده که امامی باشن. نه مثل نسمه السحر. کتابش شعرهایی رو اورده که توو خیلی از منابع امروزی اصلا اثری از اونا نیس. معلوم بود که آدم ملا و کتابخونده ایِه. نه مثل خیلی ها کپی پِیستی... توو الغدیر دنبالش گشتم دیدم علامه اونجا هم بهش اشاره کرده. البته به کتابخونه ی سماوی. بیشتر گشتم دنبالش. آدم غریبی بوده. مجتهد بوده و قاضی بغداد. ولی عاشق کتاب. بسیاری از کتاب ها رو نسخ کرده. بیشتر از پنجاه تا دیوان شعرا رو جمع آوری کرده بود. تا اونجایی که هر محققی که می خواد کتاب خطی ای رو تحقیق کنه تا می فهمه ناسخ سماوی بوده در پوست خودش نمی گنجه! به خاطر قِلّت تصحیف و تحریف.(توو شعراء الغری یه چی نوشته که ایشالا درست نیس!!!) بسیاری از کتاب های نایاب توو کتابخونش موجود بوده. اصلا بعضیا می گن برای به دست اوردن کتاب های نایاب قدیمی حرص عجیبی داشته. در ادبیات و تاریخ بسیار مسلط. و شاعری ماهر. از جرجی زیدان و زرکلی تا علامه امینی و آقا بزرگ همگی بهش استناد می کردن. مثل یک فهرست متحرک. کتاب های زیادی هم نوشته. یه جایی دیدم محمود شکری برای قاسمی یکی از کتابا ی شیخ محمد طاهر رو( اگه اشتباه نکنم شجره الریاض بود اسمش) به عنوان هدیه می فرسته(هذا لشئ عجاب...). با این حال متاسفانه وقتی فوت می کنه بچه هاش کتابخونش رو می فروشن. هر کدوم از اون کتابای نادر دست یکی می افته. البته بعضیاش هم الان توو کتابخونه حکیم وجود داره. غفرالله لنا و له...

منبع : میسان |سماوی: شبیه قفطی، شبیه یاقوت
برچسب ها : کتاب ,بوده ,کرده ,خیلی ,گشتم ,سماوی ,آوری کرده ,محمد طاهر ,دنبالش گشتم