اوایل قرن پنجم؛ بی نظیر ترین دوره ی شیعه است شاید. احفظ الناس فی حدیث اهل البیت(غضائری)، اعظم المتکلمین(مفید) و بعد هم اکثر اهل زمانه ادبا و فضلا(مرتضی) و اشعر قریش(رضی) همگی در کنار هم و در یک زمان. همگی در یک شهر. شهر هفتاد و دو ملت. بغداد. در این شهر به این شلوغی و در آن فتنه های خونین و در بین کفر و ارتداد و تحجر و انتلکت بازی، امامیه کتاب و ردیه می نویسد و انسان می سازد و استحکام می بخشد به عقایدش. و الله متم نوره...
شریف مرتضی واقعا از عجایب است. چند وجهی. بی نظیر. واقعا بی نظیر. بیشتر جنبه ی کلامی و عقلی و ابتکاراتش مطرح می شود. درحالیکه در ادب، عرب را دیوانه ی خود کرده. و در شعر‌. هیچ وقت باورم نمی شد که عقل گرایی مثل مرتضی یک عاشق درجه یک باشد:

لیس فی العشق جناح
بل هو الداء الصراح...
ویح اهل العشق فی لج
غزیر العمق طاحوا
جحدوا الحب و لکن
کتموه ثم باحوا
و لهم السن دمع
ترجمت عنه فصاح
لیت اهل العشق ماتوا
فاراحوا و استراحوا...

به هر حال هنوز در میان شیعه وجهه ی ادبی مرتضی مغفول مانده برخلاف جوامع عربی:
بینی و بین عواذلی
فی الحب اطراف الرماح
انا خارجی فی الهوی
لا حکم الا للملاح...

غفرالله لنا و له

منبع : میسان |خذ بیدی قد وقعت فی اللجج
برچسب ها : مرتضی ,العشق ,نظیر